تبليغاتX
یادداشت های نقاش خیابان چهل و هشتم
یادداشت های سیمور گلس، نقاش خیابان چهل و هشتم، رفیق شفیق هولدن کالفیلد!
مدتی بود که در این وبلاگ چیزی ننوشته بودم. شاید کمی خستگی و شاید هم کمبود وقت برای وبلاگ نویسی باعث شده بود حتی این وبلاگ را فراموش کنم. تا اینکه یکی از دوستان که خیلی پیشتر آدرس وبلاگ را به او داده بودم، مدتی قبل گفت که وبلاگ را دیده و خوشش هم آمده و کلی نیز ما را شرمنده کرد! راستش بعد از صحبت های آن دوست عزیز به این فکر افتادم که اگر فرصتی باشد دوباره چند خطی در این وبلاگ بنویسم. راستش نمی دانم از کجا شروع کنم. آخر توی این مدتی که چیزی ننوشته ام آنقدر اتفاقات ریز و درشت و عجیب و غریب افتاده که نمی دانم به کدامش بپردازم. می توان ساعت ها در مورد فیلم اخراجی ها نوشت و از آنجا که از شما چه پنهان دستی هم در نوشتن نقد فیلم دارم می توان فیلم را از لحاظ ساختار معیوب فیلمنامه و کارگردانی نابلدانه بررسی کرد و حتی در مرحله فراتر به آسیب شناسی مخاطب ایرانی و علت فروش آثاری از این دست پرداخت. می توان در مورد طرح مبارزه با بد حجابی گفت و این را نوشت که مبارزه با بد حجابی چقدر از نان شب و گرانی و قیمت بنزین واجب تر است. می توان از خود قیمت بنزین نوشت و اینکه بالا رفتن آن و سهمیه بندی آن چه نتایج بدی بر تورم خواهد داشت. و حتی می توان از فیلم 300 نوشت و اینکه آیا واقعا کارگردان و تهیه کننده قصد داشته اند به تخریب چهره ایرانی ها در تاریخ بپردازند یا صرفا سعی داشتند تا اقتباسی وفادارانه از نوول گرافیکی فرانک میلر ارائه دهند؟ در مورد خیلی چیز ها می توان نوشت. شاید روزی نوشتم...
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 2:55  توسط سیمور گلس  |