تبليغاتX
یادداشت های نقاش خیابان چهل و هشتم
یادداشت های سیمور گلس، نقاش خیابان چهل و هشتم، رفیق شفیق هولدن کالفیلد!

   چندی پیش آهنگ جدیدی از گروه راک Green Day با نام Working Class Hero را گوش دادم و به دنبال متن آهنگ در اینترنت جستجو کردم که متوجه شدم اصل آهنگ ساخته جان لنون ( خواننده فقید و رهبر گروه بیتلز) بوده که گروه گرین دی صرفا آن را بازخوانی کرده است. آهنگ جان لنون به نظرم صمیمانه تر آمد و البته اجرای گرین دی که پر بود از صدای گیتار الکترونیک نیز لطف خاص خود را داشت. اما چیزی که نمی توان انکار کرد، متن عالی ترانه است که جان لنون در ادامه ترانه های اعتراضی و اجتماعی خود نوشته و خوانده و نگاه تند و تیزش به جامعه که در سایر ترانه هایش نیز مشاهده می شود. متن انگلیسی ترانه را اینجا می گذارم، اگر خدا خواست و فرصتی شد شاید روزی ترجمه فارسی اش را هم نوشتم.

 

Working Class Hero

from: John Lennon


As soon as your born they make you feel small,
By giving you no time instead of it all,
Till the pain is so big you feel nothing at all,
A working class hero is something to be,
A working class hero is something to be.
They hurt you at home and they hit you at school,
They hate you if you're clever and they despise a fool,
Till you're so fucking crazy you can't follow their rules,
A working class hero is something to be,
A working class hero is something to be.
When they've tortured and scared you for twenty odd years,
Then they expect you to pick a career,
When you can't really function you're so full of fear,
A working class hero is something to be,
A working class hero is something to be.
Keep you doped with religion and sex and TV,
And you think you're so clever and classless and free,
But you're still fucking peasents as far as I can see,
A working class hero is something to be,
A working class hero is something to be.
There's room at the top they are telling you still,
But first you must learn how to smile as you kill,
If you want to be like the folks on the hill,
A working class hero is something to be.
A working class hero is something to be.
If you want to be a hero well just follow me,
If you want to be a hero well just follow me.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 15:48  توسط سیمور گلس  | 

چند روز پیش عنوان وبلاگم را عوض کردم. عنوان پر افاده ((انسان مدرن شک می کند و آزاد می اندیشد)) به عنوان صمیمانه یادداشت های نقاش خیابان چهل و هشتم تبدیل شد. اگر محرم باشید حتما نقاش خیابان چهل و هشتم را می شناسید. اگر هم نمی شناسید باید عرض کنم ایشان وجود خارجی ندارند و بنده نیز هر گونه تبحری در نقاشی و سکونت در خیابان چهل و هشتم را به شدت تکذیب می کنم! دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم نام یکی از داستان های کوتاه جی دی سلینجر، نویسنده محبوبم است که این نام بر روی مجموعه داستانی که حاوی همین داستان نیز وجود دارد. 

راستی محرم ها حتما راز آن یک خطی را که زیر عنوان نوشته شده را می دانند! این یکی را دیگر باید حتما محرم باشید.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 0:46  توسط سیمور گلس  | 

مدتی است به واسطه یک سری اتفاقات کم و بیش اوضاع حوزه های علمیه سراسر کشور دارد برایم مهم می شود. البته اتفاق کوچک دیگری نیز باعث شد توجهم بیشتر به این نهاد دیرپا جلب شود. چندی پیش در وبگردی هایم به وبلاگی برخوردم که نویسنده اش نماینده تفکری بود که شاید با عنوان عامیانه (( بچه مسجدی )) یا عناوین توهین آمیزتری همچون (( بچه آخوند )) آنان را می شناسیم. بعد از خواندن مطالب وبلاگ و نوشتن نظرم به طور کوتاه، از نویسنده وبلاگ دعوت کردم تا به وبلاگ من نیز سری بزند و نظرش را بگوید. حال با کمال تعجب در بخش نظرات پست قبلی می توانید نظر آن دوست را بخوانید که گفته: خیلی تابلوئه که شما از طلبه های قم هستید! دیدن این کامنت و خواندن چند وبلاگ مذهبی که طلاب نویسنده آن بودند و دوست طلبه ای که دارم قضایای حوزه برایم جالب تر شده. اکنون دیگر فکر می کنم فضای حوزه های علمیه نسبت به گذشته باز تر شده تا جاییکه یک طلبه حوزه با خواندن مطالب من، مرا طلبه قم دانسته بود.

 نسل جدید حوزوی ها آرام آرام به سمت مدرنیته حرکت می کنند، حال آنکه ما که از بیرون به قضیه می نگریم حوزه علمیه را مکانی بسته و بیشتر سیاسی می دانیم که کارش پرورش آخوندانی است که فقط به فکر چپاول مال مردم اند! گرچه می توان نقدی به عملکرد حوزه علمیه در دوران پس از انقلاب ۵۷ وارد کرد و نسل قدیم حوزه را به تعصب و خشکه مذهبی بودن متهم کرد که همین نوع رفتار باعث گسستگی بیشتر بین مردم و حوزه شد، اما نسل جدید طلبه ها گویی با آگاهی از موقعیت و شرایط روز و با درک ضعف هایی که حوزه علمیه پیشتر از این ها داشت تصمیم به ایجاد تحولی جدی گرفته اند که مصداق های آن را می توان کم و بیش مشاهده کرد. شاید همین تحولات روزی منجر به تغییر و تحولی اساسی در سیستم دینی و آموزش مذهبی کشور گردد.

امید به آن روزی که هم یک طلبه حوزه علمیه و هم یک کمونیست بی دین بتوانند آزادانه نظر شان را در جامعه ای آزاد به بحث بگذارند. مطمئنا در چنان جامعه ای بسیاری از مشکلاتی که بر اثر کج فهمی ها از یکدیگر به وجود می آید خود به خود از میان خواهد رفت و یادم خواهیم گرفت به نظر و رای همدیگر بیشتر احترام بگذاریم.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 14:42  توسط سیمور گلس  | 

سال ۲۰۰۷ هم بالاخره به پایان رسید. سالی که با اعدام صدام حسین ملعون آغاز و با اعدام مبارزان سیاسی در ایران ادامه یافت! سالی که در آن گرسنگی نه تنها کاهش پیدا نکرد که از صدقه سری کشورهای امپریالیستی بیشتر هم شد. سالی که زمام دنیا همچنان در دست دیوانه هایی بود که بسیار بیش از دوران جنگ سرد همه مان را از درگیری جنگی خونین و پر خسارت می ترساند. راستی مگر در عراق به اندازه کافی خون ریخته نشد؟  سالی که بیشتر از همیشه یادمان رفت که بازماندگان کوروش و مسیح و محمدیم. مثلا قرار است جا پای کسانی بگذاریم که صلح و برابری و برادری را در دنیا تبلیغ می کردند. روز به روز بهتر و شاعرانه تر درباره حقوق بشر صحبت می کنیم (مانند همین الان خودم!) اما روز به روز نیز به تنها چیزی که چندان توجهی نمی شود همان حقوق بشر است. اصلا قرار نیست در سال جدید اتفاق خاصی بیافتد. به جای جرج بوش پسر احمقی دیگر بر سر کار خواهد آمد و انتخابات مجلس شورای اسلامی خودمان نیز در کمال سلامت (!) برگزار خواهد شد و آب از آب تکان نخواهد خورد. فوقش اینست که حزب اکثریت مجلس جایش را با اقلیت عوض می کند. راستی عجب سالی خواهیم داشت امسال، هنوز هیچ نشده بی نظیر بوتو را هم ترور کردند

صد سال به این سال ها !!!

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 1:16  توسط سیمور گلس  |