تبليغاتX
یادداشت های نقاش خیابان چهل و هشتم - ابرهای کوچک آسمان دل ما!
یادداشت های سیمور گلس، نقاش خیابان چهل و هشتم، رفیق شفیق هولدن کالفیلد!

   دیشب بالاخره بعد از مدت ها ابرهای چشم های ما هم بارید. همین طوری الکی الکی! وقتی داشتم با سازدهنیم آهنگ (( گل سنگ )) رو اجرا می کردم، همین طوری واسه دل خودم ساز می زدم، همین طوری واسه دل خودم هم زدم زیر گریه و چشم تون روز بد نبینه یک ساعت همین طوری گریه کردم! دلیلش رو اگر بخوام بگم که خوب طبیعتا دلایل زیادی داشت یا بهتر بگم یک دلیل خیلی زیاد داشت! ولی خوب بالاخره دیشب که ابرهای چشم ما بارید اون قدر سبک شدم که بعدش با خیال راحت گرفتم خوابیدم و تا ساعت ۱۲ ظهر از جایم تکان هم نخوردم. پیشنهاد می کنم هر چند وقت یک بار امتحان کنید، ضرر نداره. البته باید چیزی توی زندگی تون باشه که با فکر کردن بهش اشک تون در بیاد. اگه سازی چیزی هم دم دست بود که دیگه چه بهتر.

   ظهر که بیدار شدم دیدم از صبح بارون زده و تموم حیاط خیس خیسه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 0:58  توسط سیمور گلس  |